صفحه ها
دسته
وبلاگ هاي مذهبي
لینک های مذهبی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 552714
تعداد نوشته ها : 744
تعداد نظرات : 85
Rss
طراح قالب
GraphistThem253
 1ـ عروج حضرت ادریس(علیه السلام) به آسمان بالا
در این روز حضرت ادریس پیغمبر(علیه السلام) به آسمان بالا برده شده. آن حضرت بعد از وفات حضرت آدم(علیه السلام) به مدت دویست سال مبعوث به رسالت شد. بااینکه حضرت ادریس داراى سلطنت و نبوت بود ولى در مسجد سهله اقامت داشت، ایشان اولین کسى است که با سوزن لباس دوخت و با قلم نوشت و شهرهاى بسیارى در جهان بنیان نمود. «هرمان» از بناهاى آن حضرت مى باشد که در غرب مصر است; آن دو بناى عظیم است به شکل مربع مخروط، که مشتمل بر چها مثلث است هر ظلعى تا ظلع دیگر چهارصد ذراع مسافت دارد و ارتفاع هر یک از آن نیز چهارصد ذراع است، این بنا در شش ماه به پایان رسیده(2)
2ـ مستجاب شدن دعاى زکریاى پیغمبر(علیه السلام)
زکریا(علیه السلام) (پیغمبر بنى اسرائیل) فرزندى نداشت. همواره از خدا طلب اولاد مى کرد و عرض مى نمود: پروردگارا استخوانم سست و موهایم سفید شد، فرزندى به من عنایت فرما تا وارث من و آل یعقوب(علیه السلام) باشد. دعاى آن حضرت در این روز به هدف اجابت رسید. خطاب شد: اى زکریا! ترا به پسرى که اسمش یحیى است بشارت مى دهیم، ولى زکریا با تعجب عرض کرد: من پیرم و عیالم عقیم شده. بواسطه ملکى جواب رسید: این بر من آسان است. و یحیى از مادرى به نام «ایشاع» خاله مریم، روز نهم رمضان متولد شد. یحیى خاله زاده مریم بنت عمران بود.

بعد از حضرت زکریا(علیه السلام) پسرش حضرت یحیى(علیه السلام) در کودکى کتاب و حکمت را از او به ارث برد، چنانکه خداوند مى فرماید: (یا یَحیى خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّة وَ آتَیناهُ الْحُکْمَ صَبیّا)«بگیر کتاب را به قوّتیکه بتو دادیم و به او حکم نبوت را در زمان کودکى دادیم و سلام خداوند بر او باد روزیکه زاده شد و روزیکه خواهد مرد و روزیکه زنده مبعوث خواهد گشت.(3)
4-رسیدن اصحاب فیل به مکه
 ابرهه یکى از سرداران لشکر نجاشى در صنعا کلیسائى زیر نظر معماران با تجربه بنا کرد و قلیس نام نهاد و مردم را از زیارت کعبه منع و به زیارت کلیسا دعوت کرد. عربى از قبیله مصر شب در آن خانه ماند و در و دیوار خانه را به نجاست آلوده کرد، طورى که بوى کثافت در فضاى خانه استشمام مى شد.
بعضى از مورخین نوشته اند: جماعتى از اهل مکه براى تجارت به حبشه رسیدند و به کلیسائى که مال عیسویان بود داخل شدند و آتشى براى گرم شدن و غذا پختن روشن کردند و موقع رفتن، آتش را خاموش نکردند، باد وزید، آتش به کلیسا سرایت نمود و آنچه در آنجا بود سوخت.
به ابرهه گزارش دادند، ابرهه تصمیم گرفت در عوض خانه کعبه را ویران کند. لشکرى جمع کرد و از نجاشى کمک خواست، او هم لشکرى به همراه چند فیل جنگى و یک فیل عظیم الجثه فرستاد.
ابرهه با لشکر حرکت کرد و روز اول محرم به مکه وارد شد. دستور داد تمام احشام اهل مکه را که در چراگاه بودند جمع نموده و به لشگرگاه ابرهه آورند.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-حوادث الأیام، صفحه 11
5-صدور دستور گرفتن زکوة
روز اول محرم پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) مأمورانى براى جمع آورى زکوة و صدقات به اطراف مدینه فرستاد و بعضى مى نویسند حکم زکوة در ماه رمضان نازل گردید.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-حوادث الأیام، صفحه 13.
6-جنگ ذات الرقاع
در سال ششم (یا چهارم) هجرى قمرى قبائلى از عرب به نام غَطَفان و بنى محارب و انَمار وثعلبه در چند فرسخى مدینه سکونت داشتند، تصمیم گرفتند مدینه را محاصره کنند. پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله) با خبر شد و از مدینه با لشکرى که در حدود چهارصد یا هفتصد نفر بودند، حرکت کرد. دشمن ناگهان خود را با قواى اسلام مواجه دید، ناگزیر فرار کرده و به کوههاى اطراف پناهنده شد و زنان ایشان دستگیر شدند. لشکر اسلام سه روز در آنجا ماند، فقط یک نفر از مسلمانان انصار از دشمن غافل شد و به نماز ایستاد که کافرى سه تیر پى در پى بر او زد و او را مجروح نمود. چون پیغمبر(صلى الله علیه وآله) آنها را فرارى و از هم پاشیده دید، مراجعت فرمود.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-حوادث الأیام، صفحه 11.
7-وفات جناب محمدابن حنفیّة(رحمه الله)
 
خالد ابن ولید به فرمان ابوبکر به قبیله مالک ابن نویرة به اتهام ارتداد حمله کرد. خالد مردان آنها را به ناحق قتل عام کرد و زنان آنها را اسیر نمود. در میان اسراء «خوله حنفیة» دختر جعفر ابن قیس مشهور به حنفیه اسیر گردید. در مسجد پیغمبر(صلى الله علیه وآله) با ابى بکر مناظراتى به عمل آورد، بالأخره على(علیه السلام) او را به همسرى انتخاب و بعد از ازدواج در سال 16 هجرى قمرى محمد ابن حنفیة متولد شد، وى مردى شجاع و دلاور بود و در صحنه هاى جنگ جمل و صفین شرکت داشت و با ناکثین و قاسطین جنگ مى کرد.
وى روز اول محرم سال 81 هجرى قمرى در سن 65 سالگى در مدینه منوره از دنیا رفت و در بقیع مدفون گردید و بعضى مى گویند: در طائف وفات کرد و در آنجا به خاک سپرده شد.
ایشان به علت عارضه جسمانى نتوانست در کربلاء حاضر شود.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-حوادث الأیام، صفحه 10.
6-رسیدن امام حسین(علیه السلام) به قصر بنى مقاتل
امام حسین(علیه السلام) در روز اول محرم سال 61 هجرى قمرى در حالى که به کربلا نزدیک مى شدند به قصر بنى مقاتل رسید و در آنجا نزول فرمود. پس ناگاه، نگاه حضرت به خیمه اى افتاد، حضرت پرسیدند: این خیمه کیست؟ گفتند: خیمه عبید الله ابن حرّ جعفى است. فرمود: او را نزد من آورید. عبید اللّه در پاسخ پیام رسان امام حسین(علیه السلام) گفت: من از کوفه بیرون نیامدم مگر به سبب آنکه مبادا حسین داخل کوفه شود و من در آنجا باشم، به خدا سوگند من نمى خواهم او را ببینم و حتى نمى خواهم او هم مرا ببیند. رسول برگشت و سخنان او را نقل کرد. حضرت خودشان تشریف بردند، همان کلمات را به حضرت عرض کرد. حضرت فرمودند: اگر یارى مرا نمى کنى در صدد قتال من برمیا، به خدا سوگند هر کس استغاثه مرا بشنود و یارى نکند هلاک خواهد شد. آن مرد گفت: ان شاء اللّه چنین نخواهد شد و از سعادت همیشگى محروم ماند.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-حوادث الأیام، صفحه 12.
7-قیام مردم مدینه علیه یزید
 
اول محرم سال 63 هجرى قمرى جمعى از اهالى مدینه به رهبرى عبد اللّه بن حنظله به شام رفتند و دستگاه کثیف یزید را مشاهده نمودند. سپس به مدینه مراجعت کرده و مردم را از وضعیت دربار یزید آگاه ساختند. همگى یزید را خلع و به سرپرستى عبد الله بن حنظله بر یزید قیام نمودند. یزید از این ماجرا با خبر شد و مسلم بن عقبه را با بیست هزار سرباز به مدینه فرستاد، و دستور داد که آنها را سه بار یا سه روز به اطاعت من دعوت کن. اگر قبول نکردند، سه جان و مال و ناموس آنان را بر لشکر حلال کن و هر چه مى توانى غارت و قتل به عمل آور.(1)
ـــــــــــــــــــ
1-حوادث الایام، صفحه 12.

جمعه بیست و هفتم 9 1388
X